|
مکانیکی های سمنان 2-87
|
سنگینی باری که خداوند بر دوش ما میگذارد آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند،اما دقیقاً به آن اندازه است که ما را برای دعا به زانو در آورد.
ازخداپرسیدم خدایا چه چیزی تورا ناراحت میکند؟
خداوند فرمود: هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرفهای او گوش میدهم که گویی به جز او بنده ای ندارم ولی او چنان سخن میگوید انگار من خدای همه هستم الا او.
آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه خواهی شد هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باش...
بخدا گفتم: بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ...
خدا خندید و گفت: بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ...
باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!
خدا تنها تنهایی ست که تنها را تنها نمی گذارد.
مي گويند رسيدن به آرامش هدف است بايد گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آيا کوهنورد
هميشه بر آن خواهد ماند ؟ بيشتر زمان زندگي او در پايه و دامنه کوه مي گذرد به اميد رسيدن
به آرامشي اندک و دوباره نهيب دل و دلدادگي به فرازي ديگر .
الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقیقت را جز در اعماق فكر نمی توان كشف كرد.
با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.
سوال های هر كس،بیش از جوابهایش او را می شناساند.
یا چنان نمای كه هستی؛ یا چنان باش كه می نمایی.
حكومت طلائی آنجاست كه نتوان قوانین را با پول خرید.
انسان پارسا هفت بار هم اگر سقوط نمايد دگر باره برخيزد.
نظر ديگران درباره آنچه انجام مي دهم اهميتي ندارد اما نظر خودم در باره كارهايم بسيار با اهميت است و اين همان شخصيت است
بهتر است به خاطر آنچه كه هستي مورد تنفر باشي تا آنكه به خاطر آنچه كه نيستي مورد عشق و محبت
با اعتقادي پر احساس به چيزي كه هنوز موجود نيست آن را مي آفرينيم عدم وجود هر آن چيزي است كه مقتدرانه آرزو نكرديم
هر انساني آزاد است كه ارتقا يابد تا به هر آنجا كه مي تواند يا مشتاق است اما فقط مرتبه اي كه به آن
مي انديشد تعيين كننده درجه اي است كه به آن ارتقا خواهد يافت
حرمت اعتبار
خويش را هرگز در ميدان مقايسه با ديگران از دست مده كه ما هر يك يگانه ايم موجودي بي نظير وبي تشابه
و آرمان هاي خويش را به مقياس معيارهاي ديگران بنياد مكن تنها توميداني كه بهترين در زندگانيت چگونه معنا مي شود.
از كنار آنچه با قلب تو نزديك است آسان مگذربرآنها چنگ در انداز همانند زندگي خويش كه بي حضور آنان زندگي مفهوم خود را از دست مي دهد
بادم زدن در هواي گذشته و نگراني فرداهاي نيامده زندگي را مگذار از لابلاي انگشتانت فرو لغزد وآسان هدر شود هر روز همان روز را زندگي كن و بدينسان تمامي عمر را به كمال زيسته اي.
و هرگز اميد از كف مده آنگاه كه چيز ديگري براي از كف دادن داري همه چيزدر آن لحظه اي به پايان مي رسد كه قدم هاي تو باز مي ايستد.
و هراسي به خود را مده از پذيرفتن اين حقيقت كه هنوز پله اي تا كمال فاصله باشد.
روياهايت را فرو مگذار كه بي آنان زندگي را اميدي نيست و بي اميد زندگي را آهنگي نباشد.
از روزهايت شتابان گذر مكن كه در التهاب اين شتاب نه تنها نقطه سر آغاز خويش كه حتي سر منزل مقصود را گم كني.
زندگي مسابقه نيست
زندگي يك سفر است
و تو آن مسافري باش
كه در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاريست.
نانسي سيمس
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد.
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند.
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند.
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند.
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود.
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود.
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است.
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست.
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند.
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد.
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش رژي نمي شود.
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند.
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد.
چند صد سال پایتخت بودن در اوج تمدن و هنر ایران، گردآوری بزرگترین هنرمندان و معماران از تمام مملکتهای تحت نفوذ ایران، اصفهان را موزه ای زنده برای هنر دوره اسلامی کرده است. در این میان، میدان نقش جهان، به عنوان یکی از اصلی ترین میدانهای تاریخی کشور، شهرتی جهانی برای خود به هم زده که ناشی از وجود مسجد امام (شاه سابق) در ضلع جنوب، مسجد شیخ لطف اله در شرق، کاخ عالی قاپو در غرب و سردر بازار قیصریه در شمال است.
مسجد شیخ لطف اله تنها مسجد بدون مناره این شهر، با گنبدی عظیم که مانند کاسه چینی بزرگی، نقوش اسلیمی خاص اصفهان را در خود جای داده، قرنهاست الهام بخش هنرمندان رشته های مختلف نگارگری، تذهیب، قالی بافی و معماری شده است.در بیان عجایب و زیباییهای مسجد شاه همین بس که در سال 1974، پیرپائولو پازولینی، کارگردان شهیر ایتالیایی، برای ساخت فیلم "شبهای عربی یا هزار و یک شب" تمام کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را جستجو کرد تا مکانی زیبا و افسانه ای را برای یکی از اصلی ترین سکانسهای فیلم خود بیابد و در نهایت، به اصفهان رسید و مسجد شاه را برای فیلمبرداری انتخاب کرد. انعکاس هشتگانه صدای پا در زیر گنبد و شبستان این مسجد نیز حکایتی مشهور است.
اهل دانشگاهم
قبلهام استاد است
جانمازم نمره
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
.....
من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست جور ديگر بايد ديد.)
باید از آدم دانا ترسید
باید از قیمت دانش نالید
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بیگاری هر شرکت بیپیکر را
پر بکنیم
!
تعريف دانشجودر ملل مختلف
ژاپن:به شدت درس مي خواند و براي تفريح ربات مي سازد.